برچسب:
نویسنده: کامیار افشاری
اقایی ناراحت نشیا گفتم درس نمیخونید.شوخی کردم
عشق خودم زحمتش رو میکشه..الهی من فداش بشم
اقایی فقط قبلا این قدر اذیتم نمیکردیا...این قدر هم تنبیهم نموکردی
بازم وجودت بهم ارامش میده و قوت قلب میگیرم
نفسی مراقب خودت باش.
بووووس رو لبای بهترین اقایی
برچسب:
نویسنده: کامیار افشاری
اقایی چشم بهت خبرم میدم و قبلش بیدارت میکنم . ولی اگه همون قبلش باهم حرف بزنیم بهتره.من ساعت 9و45 دقیق میرم دانشگاه...ولی فکر کنم دیر خبرت دادم...
خخخخخ..اقایی شیطون خودم...میکشمتاااا....مگه باید جون بگیری موقع شیطونی؟مگه میخوای جه کارم کنی؟والا بوخدا...
خخخخخ
من خیلی خوابم میاد.الهی قربون نفس خوشکل خودم بشم.
برچسب:
نویسنده: کامیار افشاری
سفیدکرده.بالا اورده.نمیتونم تایپ کنم...میسوزه محمد...خیلی میسوره همش دارم گریه میکنم...
سر انگشتام داره میسوزه..وحشتناک میسوزه...پشت ناخونم...
دوساعته مدام میسوزه.همش دارم گریه موکونم..
اقایی یه لب خوردنیه با یه شیر..دیگه چیز خوردنی ندارم...
اقایی اگه پیشم بودی داخل حمام نمیسوخت دستم ...
خیلی دستم تیر میکشه....
بووووووس
مراقب خودت باش
برچسب:
نویسنده: کامیار افشاری
برچسب:
نویسنده: کامیار افشاری
اقایی شما رسم دارین کهدختر رو که عقد کردین ببرین ازمایش از بعضی مناطق حساس؟
اقایی سامانی گفت من شرمنده اون بنده خدا هستم....
اقایی کی میای جهرم و کار بیمارستانت چی شد؟
بوووووس
من برم به ادامه روزه ام بپردازم....خخخخخ
مراقب خودت باش
برچسب:
نویسنده: کامیار افشاری